vol.1

Qūniyah Nicholson both

block:1163

title of 1163
۳۷۸۷Nگفت من تیغ از پی حق می‌زنم * بنده‌ی حقم نه مأمور تنم
۳۷۸۸Nشیر حقم نیستم شیر هوا * فعل من بر دین من باشد گوا
۳۷۸۹Nما رمیت إذ رمیتم در حراب * من چو تیغم و آن زننده آفتاب
۳۷۹۰Nرخت خود را من ز ره برداشتم * غیر حق را من عدم انگاشتم
۳۷۹۱Nسایه‌ام من کدخدایم آفتاب * حاجبم من نیستم او را حجاب
۳۷۹۲Nمن چو تیغم پر گهرهای وصال * زنده گردانم نه کشته در قتال
۳۷۹۳Nخون نپوشد گوهر تیغ مرا * باد از جا کی برد میغ مرا
۳۷۹۴Nکه نیم کوهم ز حلم و صبر و داد * کوه را کی در رباید تند باد
۳۷۹۵Nآن که از بادی رود از جا خسی است * ز آن که باد ناموافق خود بسی است
۳۷۹۶Nباد خشم و باد شهوت باد آز * برد او را که نبود اهل نماز
۳۷۹۷Nکوهم و هستی من بنیاد اوست * ور شوم چون کاه با دم یاد اوست
۳۷۹۸Nجز به باد او نجنبد میل من * نیست جز عشق احد سر خیل من
۳۷۹۹Nخشم بر شاهان شه و ما را غلام * خشم را هم بسته‌ام زیر لگام
۳۸۰۰Nتیغ حلمم گردن خشمم زده ست * خشم حق بر من چو رحمت آمده ست
۳۸۰۱Nغرق نورم گر چه سقفم شد خراب * روضه گشتم گر چه هستم بو تراب
۳۸۰۲Nچون در آمد علتی اندر غزا * تیغ را دیدم نهان کردن سزا
۳۸۰۳Nتا احب لله آید نام من * تا که ابغض لله آید کام من
۳۸۰۴Nتا که اعطا لله آید جود من * تا که امسک لله آید بود من
۳۸۰۵Nبخل من لله عطا لله و بس * جمله لله‌ام نیم من آن کس
۳۸۰۶Nو آن چه لله می‌کنم تقلید نیست * نیست تخییل و گمان جز دید نیست
۳۸۰۷Nز اجتهاد و از تحری رسته‌ام * آستین بر دامن حق بسته‌ام
۳۸۰۸Nگر همی‌پرم همی‌بینم مطار * ور همی‌گردم همی‌بینم مدار
۳۸۰۹Nور کشم باری بدانم تا کجا * ماهم و خورشید پیشم پیشوا
۳۸۱۰Nبیش از این با خلق گفتن روی نیست * بحر را گنجایی اندر جوی نیست
۳۸۱۱Nپست می‌گویم به اندازه‌ی عقول * عیب نبود این بود کار رسول
۳۸۱۲Nاز غرض حرم گواهی حر شنو * که گواهی بندگان نه ارزد دو جو
۳۸۱۳Nدر شریعت مر گواهی بنده را * نیست قدری وقت دعوی و قضا
۳۸۱۴Nگر هزاران بنده باشندت گواه * بر نسنجد شرع ایشان را به کاه
۳۸۱۵Nبنده‌ی شهوت بتر نزدیک حق * از غلام و بندگان مسترق
۳۸۱۶Nکاین به یک لفظی شود از خواجه حر * و آن زید شیرین و میرد سخت مر
۳۸۱۷Nبنده‌ی شهوت ندارد خود خلاص * جز به فضل ایزد و انعام خاص
۳۸۱۸Nدر چهی افتاد کان را غور نیست * و آن گناه اوست جبر و جور نیست
۳۸۱۹Nدر چهی انداخت او خود را که من * در خور قعرش نمی‌یابم رسن
۳۸۲۰Nبس کنم گر این سخن افزون شود * خود جگر چه بود که خارا خون شود
۳۸۲۱Nاین جگرها خون نشد نز سختی است * غفلت و مشغولی و بد بختی است
۳۸۲۲Nخون شود روزی که خونش سود نیست * خون شو آن وقتی که خون مردود نیست
۳۸۲۳Nچون گواهی بندگان مقبول نیست * عدل او باشد که بنده‌ی غول نیست
۳۸۲۴Nگشت ارسلناک شاهد در نذر * ز آن که بود از کون او حر ابن حر
۳۸۲۵Nچون که حرم خشم کی بندد مرا * نیست اینجا جز صفات حق در آ
۳۸۲۶Nاندر آ کازاد کردت فضل حق * ز آن که رحمت داشت بر خشمش سبق
۳۸۲۷Nاندر آ اکنون که رستی از خطر * سنگ بودی کیمیا کردت گهر
۳۸۲۸Nرسته‌ای از کفر و خارستان او * چون گلی بشکفته در بستان هو
۳۸۲۹Nتو منی و من توام ای محتشم * تو علی بودی علی را چون کشم
۳۸۳۰Nمعصیت کردی به از هر طاعتی * آسمان پیموده‌ای در ساعتی
۳۸۳۱Nبس خجسته معصیت کان کرد مرد * نی ز خاری بر دمد اوراق ورد
۳۸۳۲Nنی گناه عمر و قصد رسول * می‌کشیدش تا به درگاه قبول
۳۸۳۳Nنی به سحر ساحران فرعونشان * می‌کشید و گشت دولت عونشان
۳۸۳۴Nگر نبودی سحرشان و آن جحود * کی کشیدیشان به فرعون عنود
۳۸۳۵Nکی بدیدندی عصا و معجزات * معصیت طاعت شد ای قوم عصات
۳۸۳۶Nناامیدی را خدا گردن زده است * چون گنه مانند طاعت آمده ست
۳۸۳۷Nچون مبدل می‌کند او سیئات * طاعتی‌اش می‌کند رغم وشات
۳۸۳۸Nزین شود مرجوم شیطان رجیم * و ز حسد او بطرقد گردد دو نیم
۳۸۳۹Nاو بکوشد تا گناهی پرورد * ز آن گنه ما را به چاهی آورد
۳۸۴۰Nچون ببیند کان گنه شد طاعتی * گردد او را نامبارک ساعتی
۳۸۴۱Nاندر آ من در گشادم مر ترا * تف زدی و تحفه دادم مر ترا
۳۸۴۲Nمر جفاگر را چنینها می‌دهم * پیش پای چپ چه سان سر می‌نهم
۳۸۴۳Nپس وفاگر را چه بخشم تو بدان * گنجها و ملکهای جاودان