vol.1

Qūniyah Nicholson both

block:1160

آتش افتادن در شهر بایۀام عمر رضی الله عنه
۳۷۰۷Nآتشی افتاد در عهد عمر * همچو چوب خشک می‌خورد او حجر
۳۷۰۸Nدر فتاد اندر بنا و خانه‌ها * تا زد اندر پر مرغ و لانه‌ها
۳۷۰۹Nنیم شهر از شعله‌ها آتش گرفت * آب می‌ترسید از آن و می‌شگفت
۳۷۱۰Nمشکهای آب و سرکه می‌زدند * بر سر آتش کسان هوشمند
۳۷۱۱Nآتش از استیزه افزون می‌شدی * می‌رسید او را مدد از بی‌حدی
۳۷۱۲Nخلق آمد جانب عمر شتاب * کاتش ما می‌نمیرد هیچ از آب
۳۷۱۳Nگفت آن آتش ز آیات خداست * شعله‌ای از آتش بخل شماست
۳۷۱۴Nآب بگذارید و نان قسمت کنید * بخل بگذارید اگر آل منید
۳۷۱۵Nخلق گفتندش که در بگشوده‌ایم * ما سخی و اهل فتوت بوده‌ایم
۳۷۱۶Nگفت نان در رسم و عادت داده‌اید * دست از بهر خدا نگشاده‌اید
۳۷۱۷Nبهر فخر و بهر بوش و بهر ناز * نه از برای ترس و تقوی و نیاز
۳۷۱۸Nمال تخم است و به هر شوره منه * تیغ را در دست هر ره زن مده
۳۷۱۹Nاهل دین را باز دان از اهل کین * همنشین حق بجو با او نشین
۳۷۲۰Nهر کسی بر قوم خود ایثار کرد * کاغه پندارد که او خود کار کرد