vol.1

Qūniyah Nicholson both

block:1152

اوّل کسی که در مقابلۀ نصّ قیاس آورد ابلیس بود
۳۳۹۶Qاوّل آنکس کین قیاسکها نمود * پیشِ انوارِ خدا ابلیس بود
۳۳۹۶Nاول آن کس کاین قیاسکها نمود * پیش انوار خدا ابلیس بود
۳۳۹۷Qگفت نار از خاکْ بی‌شک بهترست * من ز نار و او ز خاکِ اکْدَرست
۳۳۹۷Nگفت نار از خاک بی‌شک بهتر است * من ز نار و او ز خاک اکدر است
۳۳۹۸Qپس قیاسِ فرع بر اصلش کنیم * او ز ظلمت ما ز نورِ روشنیم
۳۳۹۸Nپس قیاس فرع بر اصلش کنیم * او ز ظلمت ما ز نور روشنیم
۳۳۹۹Qگفت حق نه بلک لاَ أنسابَ شُد * زُهد و تقوی فضل را محراب شد
۳۳۹۹Nگفت حق نی بل که لا انساب شد * زهد و تقوی فضل را محراب شد
۳۴۰۰Qاین نه میراثِ جهانِ فانی است * که باَنسابش بیابی جانی است
۳۴۰۰Nاین نه میراث جهان فانی است * که به انسابش بیابی جانی است
۳۴۰۱Qبلک این میراثهای انبیآست * وارثِ این جانهای اَتْقیاست
۳۴۰۱Nبلکه این میراثهای انبیاست * وارث این جانهای اتقیاست
۳۴۰۲Qپورِ آن بوجهل شد مؤمن عیان * پورِ آن نُوح نبی از گُمرهان
۳۴۰۲Nپور آن بو جهل شد مومن عیان * پور آن نوح نبی از گمرهان
۳۴۰۳Qزادۀ خاکی منوّر شد چو ماه * زادۀ آتش توی رَو رُوسیاه
۳۴۰۳Nزاده‌ی خاکی منور شد چو ماه * زاده‌ی آتش تویی رو رو سیاه
۳۴۰۴Qاین قیاسات و تَحرّی روزِ اَبر * یا بشب مر قبله را کردست حَبْر
۳۴۰۴Nاین قیاسات و تحری روز ابر * یا به شب مر قبله را کرده ست حبر
۳۴۰۵Qلیک با خورشید و کعبه پیشِ رُو * این قیاس و این تحرّی را مَجُو
۳۴۰۵Nلیک با خورشید و کعبه پیش رو * این قیاس و این تحری را مجو
۳۴۰۶Qکعبه نادیده مکن رُو زو متاب * از قیاس اللَّهُ أَعلَم بالصَّواب
۳۴۰۶Nکعبه نادیده مکن رو زو متاب * از قیاس اللَّه أعلم بالصواب
۳۴۰۷Qچون صفیری بشنوی از مرغِ حق * ظاهرش را یاد گیری چون سبَق
۳۴۰۷Nچون صفیری بشنوی از مرغ حق * ظاهرش را یاد گیری چون سبق
۳۴۰۸Qوانگهی از خود قیاساتی کنی * مر خیالِ محض را ذاتی کنی
۳۴۰۸Nوانگهی از خود قیاساتی کنی * مر خیال محض را ذاتی کنی
۳۴۰۹Qاِصطلاحاتیست مر اَبدال را * که نباشد زان خبر اقوال را
۳۴۰۹Nاصطلاحاتی است مر ابدال را * که نباشد ز آن خبر اقوال را
۳۴۱۰Qمَنْطق الطَّیْری به صوْت آموختی * صد قیاس و صد هوس افروختی
۳۴۱۰Nمنطق الطیری به صوت آموختی * صد قیاس و صد هوس افروختی
۳۴۱۱Qهمچو آن رنجور دلها از تو خَست * کَر بپندارِ اصابت گشته مست
۳۴۱۱Nهمچو آن رنجور دلها از تو خست * کر به پندار اصابت گشته مست
۳۴۱۲Qکاتبِ آن وحی زآن آوازِ مُرغ * برده ظنّی کو بود انبازِ مرغ
۳۴۱۲Nکاتب آن وحی ز آن آواز مرغ * برده ظنی کاو بود همباز مرغ
۳۴۱۳Qمرغ پرّی زد مرو را کور کرد * نک فرو بُردش بقَعرِ مرگ و درد
۳۴۱۳Nمرغ پری زد مر او را کور کرد * نک فرو بردش به قعر مرگ و درد
۳۴۱۴Qهین بعکسی یا بظَنّی هم شُما * در میُفتید از مقاماتِ سَما
۳۴۱۴Nهین به عکسی یا به ظنی هم شما * در میفتید از مقامات سما
۳۴۱۵Qگرچه هاروتید و ماروت و فزون * از همه بر بامِ نَحنُ الصَّافُّون
۳۴۱۵Nگر چه هاروتید و ماروت و فزون * از همه بر بام نحن الصافون
۳۴۱۶Qبر بدیهای بدان رحمت کنید * بر مَنی و خویش‌بین لعنت کُنید
۳۴۱۶Nبر بدیهای بدان رحمت کنید * بر منی و خویش بینی کم تنید
۳۴۱۷Qهین مبادا غیرت آید از کمین * سَرنگون افتید در قعرِ زمین
۳۴۱۷Nهین مبادا غیرت آید از کمین * سر نگون افتید در قعر زمین
۳۴۱۸Qهر دُو گفتند ای خدا فرمان تراست * بی‌امانِ تو امانی خود کجاست
۳۴۱۸Nهر دو گفتند ای خدا فرمان تراست * بی‌امان تو امانی خود کجاست
۳۴۱۹Qاین همی‌گفتند و دلشان می‌طپید * بَد کجا آید ز ما نِعمَ الْعَبید
۳۴۱۹Nاین همی‌گفتند و دلشان می‌طپید * بد کجا آید ز ما نعم العبید
۳۴۲۰Qخار خارِ دو فرشته هم نَهِِشت * تا که تخم خویش بینی را نَکِشت
۳۴۲۰Nخار خار دو فرشته هم نهشت * تا که تخم خویش بینی را نکشت
۳۴۲۱Qپس همی‌گفتند کای ارکانیان * بی‌خبر از پاکی رُوحانیان
۳۴۲۱Nپس همی‌گفتند کای ارکانیان * بی‌خبر از پاکی روحانیان
۳۴۲۲Qما برین گردون تُتُقها می‌تنیم * بر زمین آییم و شادُروان زنیم
۳۴۲۲Nما بر این گردون تتقها می‌تنیم * بر زمین آییم و شادُروان زنیم
۳۴۲۳Qعدل توزیم و عبادت آوریم * باز هر شب سوی گردون بر پَریم
۳۴۲۳Nعدل توزیم و عبادت آوریم * باز هر شب سوی گردون بر پریم
۳۴۲۴Qتا شویم اُعجوبۀ دَورِ زمان * تا نِهیم اندر زمین امن و امان
۳۴۲۴Nتا شویم اعجوبه‌ی دور زمان * تا نهیم اندر زمین امن و امان
۳۴۲۵Qآن قیاسِ حالِ گردون بر زمین * راست ناید فرق دارد در کمین
۳۴۲۵Nآن قیاس حال گردون بر زمین * راست ناید فرق دارد در کمین