vol.1

Qūniyah Nicholson both

block:1150

باقی قصّۀ هاروت و ماروت و نکال و عقوبت ایشان هم در دنیا بچاه بابل
۳۳۴۴Qچون گناه و فسقِ خلقانِ جهان * می‌شدی بر هر دُو روشن آن زمان
۳۳۴۴Nچون گناه و فسق خلقان جهان * می‌شدی بر هر دو روشن آن زمان
۳۳۴۵Qدست‌ خاییدن گرفتندی ز خشم * لیک عیبِ خود ندیدندی بچشم
۳۳۴۵Nدست‌خاییدن گرفتندی ز خشم * لیک عیب خود ندیدندی به چشم
۳۳۴۶Qخویش در آیینه دید آن زشت مرد * رُو بگردانید از آن و خشم کرد
۳۳۴۶Nخویش در آیینه دید آن زشت مرد * رو بگردانید از آن و خشم کرد
۳۳۴۷Qخویش بین چون از کسی جُرمی بدید * آتشی در وی ز دوزخ شد پدید
۳۳۴۷Nخویش بین چون از کسی جرمی بدید * آتشی در وی ز دوزخ شد پدید
۳۳۴۸Qحَمْیَتِ دین خواند او آن کِبْر را * ننْگرد در خویش نفسِ گبر را
۳۳۴۸Nحمیت دین خواند او آن کبر را * ننگرد در خویش نفس گبر را
۳۳۴۹Qحَمْیَتِ دین را نشانی دیگرست * که از آن آتش جهانی اخضرست
۳۳۴۹Nحمیت دین را نشانی دیگر است * که از آن آتش جهانی اخضر است
۳۳۵۰Qگفت حقْشان گر شما روشن‌گرید * در سیه‌کارانِ مُغَفَّل منْگرید
۳۳۵۰Nگفت حقشان گر شما روشان‌گرید * در سیه کاران مغفل منگرید
۳۳۵۱Qشکر گویید ای سپاه و چاکران * رَسته‌اید از شهوت و از چاکِ ران
۳۳۵۱Nشکر گویید ای سپاه و چاکران * رسته‌اید از شهوت و از چاک ران
۳۳۵۲Qگر از آن معنی نهم من بر شما * مر شما را بیش نپْذیرد سَما
۳۳۵۲Nگر از آن معنی نهم من بر شما * مر شما را بیش نپذیرد سما
۳۳۵۳Qعِصمتی که مر شما را در تنَست * آن ز عکسِ عصمت و حفظِ منَست
۳۳۵۳Nعصمتی که مر شما را در تن است * آن ز عکس عصمت و حفظ من است
۳۳۵۴Qآن زِمن بینید نه از خود هین و هین * تا نچَرْبد بر شما دیوِ لعین
۳۳۵۴Nآن ز من بینید نز خود هین و هین * تا نچربد بر شما دیو لعین
۳۳۵۵Qآنچنان که کاتبِ وحیِ رسول * دید حکمت در خود و نورِ اُصول
۳۳۵۵Nآن چنان که کاتب وحی رسول * دید حکمت در خود و نور اصول
۳۳۵۶Qخویش را هم صَوتِ مرغانِ خدا * می‌شمرد آن بُد صفیری چون صدا
۳۳۵۶Nخویش را هم صوت مرغان خدا * می‌شمرد آن بد صفیری چون صدا
۳۳۵۷Qلحنِ مرغان را اگر واصف شوی * بر مرادِ مرغ کَی واقف شوی
۳۳۵۷Nلحن مرغان را اگر واصف شوی * بر مراد مرغ کی واقف شوی
۳۳۵۸Qگر بیاموزی صَفیرِ بلبلی * تو چه دانی کو چه دارد با گُلی
۳۳۵۸Nگر بیاموزی صفیر بلبلی * تو چه دانی کاو چه دارد با گلی
۳۳۵۹Qور بدانی باشد آن هم از گُمان * چون ز لَب‌جُنبان گُمانهای کَران
۳۳۵۹Nور بدانی باشد آن هم از گمان * چون ز لب جنبان گمانهای کران