vol.4

Qūniyah Nicholson both

block:4109

در بیان آنک شناسای قدرت حق نپرسد کی بهشت و دوزخ کجاست
۲۸۱۱Qهر کجا خواهد خدا دوزخ کند * اوج را بر مرغ دام و فَخ کند
۲۸۱۱Nهر کجا خواهد خدا دوزخ کند * اوج را بر مرغ دام و فخ کند
۲۸۱۲Qهم ز دندانت بر آید دردها * تا بگویی دوزخست و اژدها
۲۸۱۲Nهم ز دندانت بر آید دردها * تا بگویی دوزخ است و اژدها
۲۸۱۳Qیا کند آبِ دهانت را عسَلْ * تا بگویی که بهشتست و حُلَلْ
۲۸۱۳Nیا کند آب دهانت را عسل * تا بگویی که بهشت است و حلل
۲۸۱۴Qاز بُنِ دندان برویاند شَکَر * تا بدانی قُوَّتِ حُکمِ قَدَر
۲۸۱۴Nاز بن دندان برویاند شکر * تا بدانی قوت حکم قدر
۲۸۱۵Qپس بدندان بی‌گناهان را مگز * فکر کن از ضربتِ نامُحْتَرَز
۲۸۱۵Nپس به دندان بی‌گناهان را مگز * فکر کن از ضربت نامحترز
۲۸۱۶Qنیل را بر قِبْطیان حق خون کند * سِبْطیان را از بلا محصون کند
۲۸۱۶Nنیل را بر قبطیان حق خون کند * سبطیان را از بلا محصون کند
۲۸۱۷Qتا بدانی پیشِ حق تمییز هست * در میانِ هوشیارِ راه و مَست
۲۸۱۷Nتا بدانی پیش حق تمییز هست * در میان هوشیار راه و مست
۲۸۱۸Qنیل تمییز از خدا آموختست * که گشاد آن را و این را سخت بَسْت
۲۸۱۸Nنیل تمییز از خدا آموخته‌ست * که گشاد این را و آن را سخت بست
۲۸۱۹Qلطفِ او عاقل کند مر نیل را * قهرِ او ابله کند قابیل را
۲۸۱۹Nلطف او عاقل کند مر نیل را * قهر او ابله کند قابیل را
۲۸۲۰Qدر جَمادات از کرم عقل آفرید * عقل از عاقل بقهرِ خود بُرید
۲۸۲۰Nدر جمادات از کرم عقل آفرید * عقل از عاقل به قهر خود برید
۲۸۲۱Qدر جَماد از لطف عقلی شد پَدید * و ز نکال از عاقلان دانش رَمید
۲۸۲۱Nدر جماد از لطف عقلی شد پدید * و ز نکال از عاقلان دانش رمید
۲۸۲۲Qعقلِ چون باران باَمْر آنجا بریخت * عقل این سو خشمِ حق دید و گریخت
۲۸۲۲Nعقل چون باران به امر آن جا بریخت * عقل این سو خشم حق دید و گریخت
۲۸۲۳Qابر و خورشید و مه و نجمِ بلند * جمله بر ترتیب آیند و رَوند
۲۸۲۳Nابر و خورشید و مه و نجم بلند * جمله بر ترتیب آیند و روند
۲۸۲۴Qهر یکی ناید مگر در وقتِ خویش * که نه پس ماند ز هنگام و نه پیش
۲۸۲۴Nهر یکی ناید مگر در وقت خویش * که نه پس ماند ز هنگام و نه پیش
۲۸۲۵Qچون نکردی فهم این را ز انبیا * دانش آوردند در سنگ و عصا
۲۸۲۵Nچون نکردی فهم این را ز انبیا * دانش آوردند در سنگ و عصا
۲۸۲۶Qتا جَماداتِ دگر را بی‌لباس * چون عصا و سنگ داری از قیاس
۲۸۲۶Nتا جمادات دگر را بی‌لباس * چون عصا و سنگ داری از قیاس
۲۸۲۷Qطاعتِ سنگ و عصا ظاهر شود * و ز جماداتِ دگر مُخْبِر شود
۲۸۲۷Nطاعت سنگ و عصا ظاهر شود * و ز جمادات دگر مخبر شود
۲۸۲۸Qکه ز یزدان آگهیم و طایعیم * ما همه نی اتفاقی ضایعیم
۲۸۲۸Nکه ز یزدان آگهیم و طایعیم * ما همه بی‌اتفاقی ضایعیم
۲۸۲۹Qهمچو آبِ نیل دانی وقتِ غرق * کو میانِ هر دو اُمَّت کرد فرق
۲۸۲۹Nهمچو آب نیل دانی وقت غرق * کاو میان هر دو امت کرد فرق
۲۸۳۰Qچون زمین دانیش دانا وقتِ خَسْف * در حقِ قارون که قهرش کرد و نَسْف
۲۸۳۰Nچون زمین دانیش دانا وقت خسف * در حق قارون که قهرش کرد و نسف
۲۸۳۱Qچون قمر که امر بشْنید و شتافت * پس دو نیمه گشت بر چرخ و شکافت
۲۸۳۱Nچون قمر که امر بشنید و شتافت * پس دو نیمه گشت بر چرخ و شکافت
۲۸۳۲Qچون درخت و سنگ کاندر هر مقام * مصطفی را کرده ظاهر السَّلام
۲۸۳۲Nچون درخت و سنگ کاندر هر مقام * مصطفی را کرده ظاهر السلام