vol.4

Qūniyah Nicholson both

block:4085

شخصی به وقت استنجا می‌گفت اللّهُمَّ أَرِحنی رائحةَ الْجَنّه بجای آنک اللّهُمَّ اُجْعَلْنی مِنَ ٱلتَّوّابین وَٱجْعَلْنی مِنَ ٱلْمُتَطَهِّرین کی وِرْد استنجاست و وِرد استنجا را به وقت استنشاق می‌گفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت
۲۲۲۱Qآن یکی در وقتِ استنجا بگفت * که مرا با بُویِ جَنّت دار جُفت
۲۲۲۱Nآن یکی در وقت استنجا بگفت * که مرا با بوی جنت دار جفت
۲۲۲۲Qگفت شخصی خوب وِرد آورده‌ای * لیک سوراخِ دعا گُم کرده‌ای
۲۲۲۲Nگفت شخصی خوب ورد آورده‌ای * لیک سوراخ دعا گم کرده‌ای
۲۲۲۳Qاین دعا چون وِرْدِ بینی بود چون * وِرْدِ بینی را تو آوردی بکُون
۲۲۲۳Nاین دعا چون ورد بینی بود چون * ورد بینی را تو آوردی به کون
۲۲۲۴Qرایحه‌ٔ جَنَّت ز بینی یافت حُر * رایحه‌ٔ جنَّت کم آید از دُبُر
۲۲۲۴Nرایحه‌ی جنت ز بینی یافت حر * رایحه‌ی جنت کی آید از دبر
۲۲۲۵Qای تواضع بُرده پیشِ ابلهان * وی تکبُّر بُرده تو پیشِ شهان
۲۲۲۵Nای تواضع برده پیش ابلهان * وی تکبر برده تو پیش شهان
۲۲۲۶Qآن تکبُّر بر خَسان خوبست و چُست * هین مَرو معکوس عکسش بندِ تُست
۲۲۲۶Nآن تکبر بر خسان خوب است و چست * هین مرو معکوس عکسش بند تست
۲۲۲۷Qاز پیِ سوراخِ بینی رُست گُل * بُو وظیفه‌ٔ بینی آمد ای عُتُل
۲۲۲۷Nاز پی سوراخ بینی رست گل * بو وظیفه‌ی بینی آمد ای عتل
۲۲۲۸Qبُوی گُل بهر مشامّست ای دلیر * جایِ آن بُو نیست این سوراخِ زیر
۲۲۲۸Nبوی گل بهر مشام است ای دلیر * جای آن بو نیست این سوراخ زیر
۲۲۲۹Qکَی از اینجا بُویِ خُلد آید ترا * بُو ز مَوْضع جُو اگر باید ترا
۲۲۲۹Nکی از اینجا بوی خلد آید ترا * بو ز موضع جو اگر باید ترا
۲۲۳۰Qهمچنین حُبُّ ٱلوَطَن باشد دُرُست * تو وطن بشناس ای خواجه نُخُست
۲۲۳۰Nهمچنین حب الوطن باشد درست * تو وطن بشناس ای خواجه نخست
۲۲۳۱Qگفت آن ماهی زیرک ره کُنَم * دل ز رای و مشورتشان بر کَنَم
۲۲۳۱Nگفت آن ماهی زیرک ره کنم * دل ز رای و مشورتشان بر کنم
۲۲۳۲Qنیست وقتِ مشورت هین راه کن * چون عَلی تو آه اندر چاه کن
۲۲۳۲Nنیست وقت مشورت هین راه کن * چون علی تو آه اندر چاه کن
۲۲۳۳Qمَحْرَمِ آن آه کم‌یابست بَس * شب رَو و پنهان‌رَوی کن چون عَسَس
۲۲۳۳Nمحرم آن آه کمیاب است بس * شب رو و پنهان روی کن چون عسس
۲۲۳۴Qسوی دریا عزم کن زین آب‌گیر * بحر جُو و ترکِ این گرداب گیر
۲۲۳۴Nسوی دریا عزم کن زین آبگیر * بحر جو و ترک این گرداب گیر
۲۲۳۵Qسینه را پا ساخت می‌رفت آن حَذُور * از مقامِ با خطر تا بحرِ نور
۲۲۳۵Nسینه را پا ساخت می‌رفت آن حذور * از مقام با خطر تا بحر نور
۲۲۳۶Qهمچو آهو کز پیِ او سگ بود * می‌دود تا در تنش یک رگ بود
۲۲۳۶Nهمچو آهو کز پی او سگ بود * می‌دود تا در تنش یک رگ بود
۲۲۳۷Qخوابِ خرگوش و سگ اندر پی خطاست * خواب خود در چشمِ ترسنده کجاست
۲۲۳۷Nخواب خرگوش و سگ اندر پی خطاست * خواب خود در چشم ترسنده کجاست
۲۲۳۸Qرفت آن ماهی رهِ دریا گرفت * راهِ دُور و پهنه‌ٔ پهنا گرفت
۲۲۳۸Nرفت آن ماهی ره دریا گرفت * راه دور و پهنه‌ی پهنا گرفت
۲۲۳۹Qرنجها بسیار دید و عاقبت * رفت آخر سوی امن و عافیت
۲۲۳۹Nرنجها بسیار دید و عاقبت * رفت آخر سوی امن و عافیت
۲۲۴۰Qخویشتن افکند در دریای ژرف * که نیابد حدِّ آن را هیچ طَرْف
۲۲۴۰Nخویشتن افکند در دریای ژرف * که نیابد حد آن را هیچ طرف
۲۲۴۱Qپس چو صیَّادان بیاوردند دام * نیم‌عاقل را از آن شد تلخ کام
۲۲۴۱Nپس چو صیادان بیاوردند دام * نیم عاقل را از آن شد تلخ کام
۲۲۴۲Qگفت آه من فَوْت کردم فُرصه را * چون نگشتم همرهِ آن رهنما
۲۲۴۲Nگفت اه من فوت کردم فرصه را * چون نگشتم همره آن رهنما
۲۲۴۳Qناگهان رفت او ولیکن چونک رفت * می‌ببایستم شدن در پی بتَفْت
۲۲۴۳Nناگهان رفت او و لیکن چون که رفت * می‌ببایستم شدن در پی به تفت
۲۲۴۴Qبر گذشته حسرت آوردن خطاست * باز ناید رفته یادِ آن هَباست
۲۲۴۴Nبر گذشته حسرت آوردن خطاست * باز ناید رفته یاد آن هباست