vol.4

Qūniyah Nicholson both

block:4065

بقیهٔ نوشتن آن غلام رقعه بطلب اِجری
۱۷۱۷Qرفت پیش از نامه پیشِ مطبخی * کای بخیل از مطبخِ شاهِ سخی
۱۷۱۷Nرفت پیش از نامه پیش مطبخی * کای بخیل از مطبخ شاه سخی
۱۷۱۸Qدُور ازو و ز همّتِ او کین قَدَر * از جِری‌ام آیدش اندر نظر
۱۷۱۸Nدور از او و ز همت او کاین قدر * از جری‌ام آیدش اندر نظر
۱۷۱۹Qگفت بهرِ مصلحت فرموده است * نه برای بخل و نه تنگی دست
۱۷۱۹Nگفت بهر مصلحت فرموده است * نه برای بخل و نه تنگی دست
۱۷۲۰Qگفت دهلیزیست و الله این سخن * پیشِ شه خاکست هم زرِّ کهن
۱۷۲۰Nگفت دهلیزی است و الله این سخن * پیش شه خاک است هم زر کهن
۱۷۲۱Qمطبخی ده گونه حُجَّت بر فراشت * او همه رد کرد از حرصی که داشت
۱۷۲۱Nمطبخی ده گونه حجت بر فراشت * او همه رد کرد از حرصی که داشت
۱۷۲۲Qچون جِری کم آمدش در وقتِ چاشت * زد بسی تشنیعْ او سودی نداشت
۱۷۲۲Nچون جری کم آمدش در وقت چاشت * زد بسی تشنیع او سودی نداشت
۱۷۲۳Qگفت قاصد می‌کنید اینها شما * گفت نه که بندهٔ فرمانیم ما
۱۷۲۳Nگفت قاصد می‌کنید اینها شما * گفت نه که بنده فرمانیم ما
۱۷۲۴Qاین مگیر از فرعْ این از اصل گیر * بر کَمان کَم زن که از بازوست تیر
۱۷۲۴Nاین مگیر از فرع این از اصل گیر * بر کمان کم زن که از بازوست تیر
۱۷۲۵Qما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ‌ ابتلاست * بر نَبی کَم نِه گُنه کان از خداست
۱۷۲۵Nما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ‌ ابتلاست * بر نبی کم نه گنه کان از خداست
۱۷۲۶Qآب از سر تیره است ای خیره‌چشم * پیشتر بنْگر یکی بگْشای چشم
۱۷۲۶Nآب از سر تیره است ای خیره چشم * پیشتر بنگر یکی بگشای چشم
۱۷۲۷Qشد ز خشم و غم درونِ بقعه‌ای * سوی شه بنوشت خشمین رُقعه‌ای
۱۷۲۷Nشد ز خشم و غم درون بقعه‌ای * سوی شه بنوشت خشمین رقعه‌ای
۱۷۲۸Qاندر آن رقعه ثنای شاه گفت * گوهرِ جُود و سخای شاه سُفت
۱۷۲۸Nاندر آن رقعه ثنای شاه گفت * گوهر جود و سخای شاه سفت
۱۷۲۹Qکای ز بَحْر و ابر افزون کفِّ تو * در قضای حاجتِ حاجات‌جُو
۱۷۲۹Nکای ز بحر و ابر افزون کف تو * در قضای حاجت حاجات جو
۱۷۳۰Qزانک ابر آنچِ دهد گریان دهد * کفِّ تو خندان پَیاپَی خوان نهد
۱۷۳۰Nز انکه ابر آن چه دهد گریان دهد * کف تو خندان پیاپی خوان نهد
۱۷۳۱Qظاهرِ رقعه اگرچه مدح بود * بُویِ خشم از مدح اثرها می‌نمود
۱۷۳۱Nظاهر رقعه اگر چه مدح بود * بوی خشم از مدح اثرها می‌نمود
۱۷۳۲Qز آن همه کارِ تو بی‌نورست و زشت * که تو دُوری دُور از نورِ سِرشت
۱۷۳۲Nز آن همه کار تو بی‌نور است و زشت * که تو دوری دور از نور سرشت
۱۷۳۳Qرونقِ کارِ خسان کاسد شود * همچو میوهٔ تازه زُو فاسد شود
۱۷۳۳Nرونق کار خسان کاسد شود * همچو میوه‌ی تازه زو فاسد شود
۱۷۳۴Qرونقِ دُنیا بر آرد زُو کساد * زانک هست از عالمِ کَوْن و فساد
۱۷۳۴Nرونق دنیا بر آرد زو کساد * ز انکه هست از عالم کون و فساد
۱۷۳۵Qخوش نگردد از مدیحی سینه‌ها * چونک در مَدّاح باشد کینه‌ها
۱۷۳۵Nخوش نگردد از مدیحی سینه‌ها * چون که در مداح باشد کینه‌ها
۱۷۳۶Qای دل از کین و کراهت پاک شَو * وانگهان الحَمْد خوان چالاک شَو
۱۷۳۶Nای دل از کین و کراهت پاک شو * و آن گهان الحمد خوان چالاک شو
۱۷۳۷Qبر زبان الحمد و اِکراهِ درون * از زبان تلبیس باشد یا فسون
۱۷۳۷Nبر زبان الحمد و اکراه درون * از زبان تلبیس باشد یا فسون
۱۷۳۸Qوانگهان گفته خدا که ننْگرم * من بظاهر من بباطن ناظرم
۱۷۳۸Nو آنگهان گفته خدا که ننگرم * من به ظاهر من به باطن ناظرم