vol.4

Qūniyah Nicholson both

block:4010

مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمّام
۲۳۸Qشهوتِ دنیا مثالِ گُلْخَنست * که ازو حمّامِ تَقْوَی روشنست
۲۳۸Nشهوت دنیا مثال گلخن است * که از او حمام تقوی روشن است
۲۳۹Qلیک قسمِ متّقی زین تُون صفاست * زانک در گرمابه است و در نَقاست
۲۳۹Nلیک قسم متقی زین تون صفاست * ز انکه در گرمابه است و در نقاست
۲۴۰Qاغنیا مانندهٔ سرگین‌کشان * بهرِ آتش کردنِ گرمابه‌بان
۲۴۰Nاغنیا ماننده‌ی سرگین کشان * بهر آتش کردن گرمابه بان
۲۴۱Qاندر ایشان حرص بنْهاده خدا * تا بود گرمابه گرم و بانُوا
۲۴۱Nاندر ایشان حرص بنهاده خدا * تا بود گرمابه گرم و بانوا
۲۴۲Qترکِ این تون گوی و در گرمابه ران * ترکِ تون را عینِ آن گرمابه دان
۲۴۲Nترک این تون گوی و در گرمابه ران * ترک تون را عین آن گرمابه دان
۲۴۳Qهر که در تونست او چون خادمست * مر ورا که صابرست و حازمست
۲۴۳Nهر که در تون است او چون خادم است * مر و را که صابر است و حازم است
۲۴۴Qهر که در حمّام شد سیمای او * هست پیدا بر رخِ زیبای او
۲۴۴Nهر که در حمام شد سیمای او * هست پیدا بر رخ زیبای او
۲۴۵Qتونیان را نیز سیما آشکار * از لباس و از دخان و از غبار
۲۴۵Nتونیان را نیز سیما آشکار * از لباس و از دخان و از غبار
۲۴۶Qور نبینی رُوش بُویش را بگیر * بُو عصا آمد برای هر ضریر
۲۴۶Nور نبینی روش بویش را بگیر * بو عصا آمد برای هر ضریر
۲۴۷Qور نداری بُو در آرش در سُخن * از حدیثِ نَو بدان رازِ کَهُن
۲۴۷Nور نداری بو در آرش در سخن * از حدیث نو بدان راز کهن
۲۴۸Qپس بگوید تو نیی صاحب ذهب * بیست سَلَّه چِرْک بُردم تا بشَب
۲۴۸Nپس بگوید تو نیی صاحب ذهب * بیست سله چرک بردم تا به شب
۲۴۹Qحرصِ تو چون آتشست اندر جهان * باز کرده هر زبانه صد دهان
۲۴۹Nحرص تو چون آتش است اندر جهان * باز کرده هر زبانه صد دهان
۲۵۰Qپیشِ عقل این زر چو سرگین ناخوشست * گرچه چون سرگین فُروغِ آتشست
۲۵۰Nپیش عقل این زر چو سرگین ناخوش است * گر چه چون سرگین فروغ آتش است
۲۵۱Qآفتابی که دَم از آتش زند * چِرْکِ تر را لایقِ آتش کند
۲۵۱Nآفتابی که دم از آتش زند * چرک تر را لایق آتش کند
۲۵۲Qآفتاب آن سنگ را هم کرد زَر * تا بتونِ حرص افتد صد شرَر
۲۵۲Nآفتاب آن سنگ را هم کرد زر * تا به تون حرص افتد صد شرر
۲۵۳Qآنک گوید مال گِرْد آورده‌ام * چیست یعنی چِرْکِ چندین بُرده‌ام
۲۵۳Nآن که گوید مال گرد آورده‌ام * چیست یعنی چرک چندین برده‌ام
۲۵۴Qاین سخن گرچه که رُسوایی فزاست * در میانِ تونیان زین فخرهاست
۲۵۴Nاین سخن گر چه که رسوایی فزاست * در میان تونیان زین فخرهاست
۲۵۵Qکه تو شش سلّه کشیدی تا بشَب * من کشیدم بیست سلّه بی‌کُرَب
۲۵۵Nکه تو شش سله کشیدی تا به شب * من کشیدم بیست سله بی‌کرب
۲۵۶Qآنک در تون زاد و پاکی را ندید * بویِ مُشک آرد بَرُو رنجی پدید
۲۵۶Nآن که در تون زاد و پاکی را ندید * بوی مشک آرد بر او رنجی پدید