vol.1

Qūniyah Nicholson both

block:1169

title of 1169
۳۹۷۵Nگفت امیر المؤمنین با آن جوان * که به هنگام نبرد ای پهلوان
۳۹۷۶Nچون خدو انداختی در روی من * نفس جنبید و تبه شد خوی من
۳۹۷۷Nنیم بهر حق شد و نیمی هوا * شرکت اندر کار حق نبود روا
۳۹۷۸Nتو نگاریده‌ی کف مولاستی * آن حقی کرده‌ی من نیستی
۳۹۷۹Nنقش حق را هم به امر حق شکن * بر زجاجه‌ی دوست سنگ دوست زن
۳۹۸۰Nگبر این بشنید و نوری شد پدید * در دل او تا که زناری برید
۳۹۸۱Nگفت من تخم جفا می‌کاشتم * من ترا نوعی دگر پنداشتم
۳۹۸۲Nتو ترازوی احد خو بوده‌ای * بل زبانه‌ی هر ترازو بوده‌ای
۳۹۸۳Nتو تبار و اصل و خویشم بوده‌ای * تو فروغ شمع کیشم بوده‌ای
۳۹۸۴Nمن غلام آن چراغ چشم جو * که چراغت روشنی پذرفت از او
۳۹۸۵Nمن غلام موج آن دریای نور * که چنین گوهر بر آرد در ظهور
۳۹۸۶Nعرضه کن بر من شهادت را که من * مر ترا دیدم سرافراز زمن
۳۹۸۷Nقرب پنجه کس ز خویش و قوم او * عاشقانه سوی دین کردند رو
۳۹۸۸Nاو به تیغ حلم چندین حلق را * وا خرید از تیغ و چندین خلق را
۳۹۸۹Nتیغ حلم از تیغ آهن تیزتر * بل ز صد لشکر ظفر انگیزتر
۳۹۹۰Nای دریغا لقمه‌ای دو خورده شد * جوشش فکرت از آن افسرده شد
۳۹۹۱Nگندمی خورشید آدم را کسوف * چون ذنب شعشاع بدری را خسوف
۳۹۹۲Nاینت لطف دل که از یک مشت گل * ماه او چون می‌شود پروین گسل
۳۹۹۳Nنان چو معنی بود خوردش سود بود * چون که صورت گشت انگیزد جحود
۳۹۹۴Nهمچو خار سبز کاشتر می‌خورد * ز ان خورش صد نفع و لذت می‌برد
۳۹۹۵Nچون که آن سبزیش رفت و خشک گشت * چون همان را می‌خورد اشتر ز دشت
۳۹۹۶Nمی‌دراند کام و لنجش ای دریغ * کان چنان ورد مربی گشت تیغ
۳۹۹۷Nنان چو معنی بود بود آن خار سبز * چون که صورت شد کنون خشک است و گبز
۳۹۹۸Nتو بد آن عادت که او را پیش از این * خورده بودی ای وجود نازنین
۳۹۹۹Nبر همان بو می‌خوری این خشک را * بعد از آن کامیخت معنی با ثری
۴۰۰۰Nگشت خاک آمیز و خشک و گوشت بر * ز آن گیاه اکنون بپرهیز ای شتر
۴۰۰۱Nسخت خاک آلود می‌آید سخن * آب تیره شد سر چه بند کن
۴۰۰۲Nتا خدایش باز صاف و خوش کند * او که تیره کرد هم صافش کند
۴۰۰۳Nصبر آرد آرزو را نه شتاب * صبر کن و الله اعلم بالصواب