vol.4

Qūniyah Nicholson both

block:4096

گفتن موسی علیه‌السَّلام فرعون را کی از من یک پند قبول کن و چهار فضیلت عوض بستان
۲۵۰۹Qهین ز من بپذیر یک چیز و بیار * پس ز من بِسْتان عوض آن را چهار
۲۵۰۹Nهین ز من بپذیر یک چیز و بیار * پس ز من بستان عوض آن را چهار
۲۵۱۰Qگفت ای موسی کدامست آن یکی * شرح کن با من از آن یک اندکی
۲۵۱۰Nگفت ای موسی کدام است آن یکی * شرح کن با من از آن یک اندکی
۲۵۱۱Qگفت آن یک که بگویی آشکار * که خدایی نیست غیرِ کردگار
۲۵۱۱Nگفت آن یک که بگویی آشکار * که خدایی نیست غیر کردگار
۲۵۱۲Qخالقِ افلاک و اَنْجُم بر عُلا * مردم و دیو و پَری و مرغ را
۲۵۱۲Nخالق افلاک و انجم بر علا * مردم و دیو و پری و مرغ را
۲۵۱۳Qخالقِ دریا و دشت و کوه و تیه * مُلکتِ او بی‌حَد و او بی‌شَبیه
۲۵۱۳Nخالق دریا و دشت و کوه و تیه * ملکت او بی‌حد و او بی‌شبیه
۲۵۱۴Qگفت ای موسی کدامست آن چهار * که عوض بدْهی مرا بر گو بیار
۲۵۱۴Nگفت ای موسی کدام است آن چهار * که عوض بدهی مرا بر گو بیار
۲۵۱۵Qتا بود کز لطفِ آن وعدهٔ حَسَن * سُست گردد چارْمیخِ کُفْرِ من
۲۵۱۵Nتا بود کز لطف آن وعده‌ی حسن * سست گردد چهار میخ کفر من
۲۵۱۶Qبُوک ز آن خوش وَعْده‌های مُغْتَنَم * بر گشاید قُفْلِ کفرِ صد مَنَم
۲۵۱۶Nبو که ز آن خوش وعده‌های مغتنم * بر گشاید قفل کفر صد منم
۲۵۱۷Qبُوک از تاثیرِ جُویِ انگبین * شهد گردد در تنم این زهرِ کین
۲۵۱۷Nبو که از تاثیر جوی انگبین * شهد گردد در تنم این زهر کین
۲۵۱۸Qیا ز عَکْسِ جُویِ آن پاکیزه شیر * پَرْوَرِش یابد دَمی عقلِ اسیر
۲۵۱۸Nیا ز عکس جوی آن پاکیزه شیر * پرورش یابد دمی عقل اسیر
۲۵۱۹Qیا بود کز عکسِ آن جُوهای خَمْر * مست گردم بُو بَرَم از ذوقِ امر
۲۵۱۹Nیا بود کز عکس آن جوهای خمر * مست گردم بو برم از ذوق امر
۲۵۲۰Qیا بود کز لطفِ آن جُوهای آب * تازگی یابد تنِ شورهٔ خراب
۲۵۲۰Nیا بود کز لطف آن جوهای آب * تازگی یابد تن شوره‌ی خراب
۲۵۲۱Qشوره‌ام را سبزه‌ای پیدا شود * خارْزارم جَنَّتِ ماوَی شود
۲۵۲۱Nشوره‌ام را سبزه‌ای پیدا شود * خار زارم جنت ماوی شود
۲۵۲۲Qبُوک از عکسِ بهشت و چار جُو * جان شود از یاری حق یارْجُو
۲۵۲۲Nبو که از عکس بهشت و چار جو * جان شود از یاری حق یار جو
۲۵۲۳Qآنچنانک از عکسِ دوزخ گشته‌ام * آتش و در قهرِ حقّ آغشته‌ام
۲۵۲۳Nآن چنانک از عکس دوزخ گشته‌ام * آتش و در قهر حق آغشته‌ام
۲۵۲۴Qگه ز عکسِ مارِ دوزخ همچو مار * گشته‌ام بر اهلِ جنَّت زَهْربار
۲۵۲۴Nگه ز عکس مار دوزخ همچو مار * گشته‌ام بر اهل جنت زهر بار
۲۵۲۵Qگه ز عکس جوششِ آبِ حَمیم * آبِ ظُلْمم کرده خلقان را رَمیم
۲۵۲۵Nگه ز عکس جوشش آب حمیم * آب ظلمم کرده خلقان را رمیم
۲۵۲۶Qمن ز عکسِ زَمْهَریرم زمهریر * یا ز عکسِ آن سعیرم چون سعیر
۲۵۲۶Nمن ز عکس زمهریرم زمهریر * یا ز عکس آن سعیرم چون سعیر
۲۵۲۷Qدوزخِ درویش و مظلومم کنون * وای آنکِ یابمش ناگه زبون
۲۵۲۷Nدوزخ درویش و مظلومم کنون * وای آن که یابمش ناگه زبون