block:3098
| ۲۱۴۰ | Q | پیش در شد آن دقوقی در نماز | * | قوم همچون اطلس آمد او طراز |
| ۲۱۴۰ | N | پیش در شد آن دقوقی در نماز | * | قوم همچون اطلس آمد او طراز |
| ۲۱۴۱ | Q | اقتدا کردند آن شاهان قَطار | * | در پیِ آن مقتدای نامدار |
| ۲۱۴۱ | N | اقتدا کردند آن شاهان قطار | * | در پی آن مقتدای نامدار |
| ۲۱۴۲ | Q | چونک با تکبیرها مقرون شدند | * | همچو قربان از جهان بیرون شدند |
| ۲۱۴۲ | N | چون که با تکبیرها مقرون شدند | * | همچو قربان از جهان بیرون شدند |
| ۲۱۴۳ | Q | معنی تکبیر اینست ای امام | * | کای خدا پیشِ تو ما قربان شدیم |
| ۲۱۴۳ | N | معنی تکبیر این است ای امام | * | کای خدا پیش تو ما قربان شدیم |
| ۲۱۴۴ | Q | وقتِ ذَبْح اللَّهُ اکبر میکنی | * | همچنین در ذَبحِ نفسِ کُشتنی |
| ۲۱۴۴ | N | وقت ذبح اللَّه اکبر میکنی | * | همچنین در ذبح نفس کشتنی |
| ۲۱۴۵ | Q | تن چو اسماعیل و جان همچون خلیل | * | کرد جان تکبیر بر جسمِ نَبیل |
| ۲۱۴۵ | N | تن چو اسماعیل و جان همچون خلیل | * | کرد جان تکبیر بر جسم نبیل |
| ۲۱۴۶ | Q | گشت کُشته تن ز شهوتها و آز | * | شد ببِسْم اللَّه بِسْمِل در نماز |
| ۲۱۴۶ | N | گشت کشته تن ز شهوتها و آز | * | شد به بسم اللَّه بسمل در نماز |
| ۲۱۴۷ | Q | چون قیامت پیشِ حق صفها زده | * | در حساب و در مناجات آمده |
| ۲۱۴۷ | N | چون قیامت پیش حق صفها زده | * | در حساب و در مناجات آمده |
| ۲۱۴۸ | Q | ایستاده پیشِ یزدان اشکریز | * | بر مثالِ راستخیزِ رَسْتَخَیز |
| ۲۱۴۸ | N | ایستاده پیش یزدان اشک ریز | * | بر مثال راست خیز رستخیز |
| ۲۱۴۹ | Q | حق همیگوید چه آوردی مرا | * | اندرین مُهلت که دادم من ترا |
| ۲۱۴۹ | N | حق همیگوید چه آوردی مرا | * | اندر این مهلت که دادم من ترا |
| ۲۱۵۰ | Q | عمرِ خود را در چه پایان بردهای | * | قُوت و قُوَّت در چه فانی کردهای |
| ۲۱۵۰ | N | عمر خود را در چه پایان بردهای | * | قوت و قوت در چه فانی کردهای |
| ۲۱۵۱ | Q | گوهرِ دیده کجا فرسودهای | * | پنج حِس را در کجا پالودهای |
| ۲۱۵۱ | N | گوهر دیده کجا فرسودهای | * | پنج حس را در کجا پالودهای |
| ۲۱۵۲ | Q | چشم و گوش و هوش و گوهرهای عرش | * | خرج کردی چه خریدی تو ز فَرش |
| ۲۱۵۲ | N | چشم و گوش و هوش و گوهرهای عرش | * | خرج کردی چه خریدی تو ز فرش |
| ۲۱۵۳ | Q | دست و پا دادمْت چون بیل و کلند | * | من ببخشیدم ز خود آن کَیْ شدند |
| ۲۱۵۳ | N | دست و پا دادمت چون بیل و کلند | * | من ببخشیدم ز خود آن کی شدند |
| ۲۱۵۴ | Q | همچنین پیغامهای دَرْدگین | * | صد هزاران آید از حضرت چنین |
| ۲۱۵۴ | N | همچنین پیغامهای دردگین | * | صد هزاران آید از حضرت چنین |
| ۲۱۵۵ | Q | در قیام این گفتها دارد رجوع | * | و ز خجالت شد دو تا او در رکوع |
| ۲۱۵۵ | N | در قیام این گفتها دارد رجوع | * | و ز خجالت شد دو تا او در رکوع |
| ۲۱۵۶ | Q | قوّتِ استادن از خجلت نماند | * | در رکوع از شرم تسبیحی بخواند |
| ۲۱۵۶ | N | قوت استادن از خجلت نماند | * | در رکوع از شرم تسبیحی بخواند |
| ۲۱۵۷ | Q | باز فرمان میرسد بر دار سَر | * | از رکوع و پاسخِ حق بر شُمَر |
| ۲۱۵۷ | N | باز فرمان میرسد بردار سر | * | از رکوع و پاسخ حق بر شمر |
| ۲۱۵۸ | Q | سر بر آرد از رکوع آن شرمسار | * | باز اندر رُو فتد آن خامکار |
| ۲۱۵۸ | N | سر بر آرد از رکوع آن شرمسار | * | باز اندر رو فتد آن خام کار |
| ۲۱۵۹ | Q | باز فرمان آیدش بردار سَر | * | از سجود و وا ده از کرده خبَر |
| ۲۱۵۹ | N | باز فرمان آیدش بردار سر | * | از سجود و واده از کرده خبر |
| ۲۱۶۰ | Q | سر بر آرد او دگر ره شرمسار | * | اندر افتد باز در رُو همچو مار |
| ۲۱۶۰ | N | سر بر آرد او دگر ره شرمسار | * | اندر افتد باز در رو همچو مار |
| ۲۱۶۱ | Q | باز گوید سر بر آر و باز گو | * | که بخواهم جُست از تو مُو بمُو |
| ۲۱۶۱ | N | باز گوید سر بر آر و باز گو | * | که بخواهم جست از تو مو به مو |
| ۲۱۶۲ | Q | قوَّتِ پا ایستادن نبودش | * | که خطابِ هیبتی بر جان زدش |
| ۲۱۶۲ | N | قوت پا ایستادن نبودش | * | که خطاب هیبتی بر جان زدش |
| ۲۱۶۳ | Q | پس نشیند قَعْده ز آن بارِ گران | * | حضرتش گوید سخنگو با بیان |
| ۲۱۶۳ | N | پس نشیند قعده ز آن بار گران | * | حضرتش گوید سخن گو با بیان |
| ۲۱۶۴ | Q | نعمتت دادم بگو شُکرت چه بود | * | دادمت سرمایه هین بنْمای سود |
| ۲۱۶۴ | N | نعمتت دادم بگو شکرت چه بود | * | دادمت سرمایه هین بنمای سود |
| ۲۱۶۵ | Q | رُو بدستِ راست آرد در سلام | * | سوی جانِ انبیا و آنِ کرام |
| ۲۱۶۵ | N | رو به دست راست آرد در سلام | * | سوی جان انبیا و آن کرام |
| ۲۱۶۶ | Q | یعنی ای شاهان شفاعت کین لئیم | * | سخت در گِل ماندش پای و گلیم |
| ۲۱۶۶ | N | یعنی ای شاهان شفاعت کاین لئیم | * | سخت در گل ماندش پای و گلیم |