block:1016
| ۴۴۶ | Q | هر که صاحب ذوق بود از گفتِ او | * | لذَّتی میدید و تلخی جُفتِ او |
| ۴۴۶ | N | هر که صاحب ذوق بود از گفت او | * | لذتی میدید و تلخی جفت او |
| ۴۴۷ | Q | نکتهها میگفت او آمیخته | * | در جُلابِ قند زهری ریخته |
| ۴۴۷ | N | نکتهها میگفت او آمیخته | * | در جلاب قند زهری ریخته |
| ۴۴۸ | Q | ظاهرش میگفت در ره چُست شَو | * | وز اَثر میگفت جان را سُست شَو |
| ۴۴۸ | N | ظاهرش میگفت در ره چیست شو | * | وز اثر میگفت جان را سست شو |
| ۴۴۹ | Q | ظاهرِ نُقره گر اِسپیدست و نُو | * | دست و جامه می سیه گردد ازو |
| ۴۴۹ | N | ظاهر نقره گر اسپید است و نو | * | دست و جامه می سیه گردد ازو |
| ۴۵۰ | Q | آتش ار چه سرخ رویست از شرر | * | تو ز فعلِ او سیه کاری نگر |
| ۴۵۰ | N | آتش ار چه سرخ روی است از شرر | * | تو ز فعل او سیه کاری نگر |
| ۴۵۱ | Q | برق اگر نوری نماید در نظَر | * | لیک هست از خاصیت دزدِ بصَر |
| ۴۵۱ | N | برق اگر نوری نماید در نظر | * | لیک هست از خاصیت دزد بصر |
| ۴۵۲ | Q | هر که جز آگاه و صاحب ذوق بود | * | گفتِ او در گردنِ او طَوْق بود |
| ۴۵۲ | N | هر که جز آگاه و صاحب ذوق بود | * | گفت او در گردن او طوق بود |
| ۴۵۳ | Q | مدَّتی شش سال در هجرانِ شاه | * | شد وزیر اَتْباعِ عیسی را پناه |
| ۴۵۳ | N | مدت شش سال در هجران شاه | * | شد وزیر اتباع عیسی را پناه |
| ۴۵۴ | Q | دین و دل را کل بدو بسْپرد خلق | * | پیشِ امر و حُکمِ او میمرد خلق |
| ۴۵۴ | N | دین و دل را کل بدو بسپرد خلق | * | پیش امر و حکم او میمرد خلق |